دیگه فکر نمیکردم برگردم اینجا. عجب یکهای خوردم با خوندن پست قبل.
دو سال از آخرین پست میگذره.
عجیبترین و پرماجراترین دو سال عمرم.
هعی.
دیگه این من، اون منی نیست که پست قبل رو نوشته.
و دقیقا خودشه.
خدایا شکرت. بابت این جهش، این همه اتفاق.، این همه دگرگونی.
نمیشه شکرت رو به جا آورد.
فقط میشه این روند رو دید و حیرت کرد.
عشق داره از تک تک سلولهام فوران میکنه.
بگذار همیشه عاشق بمونم. عاشق نگهمدار.
که تا دیدنت با سرگرم بودن با نشونههات تاب بیارم.
منبع
درباره این سایت